دختر زیبا یا معمولی؟!
کلاسم جائی بود که از پارکینگ فاصله زیادی دارد من 2-3 ساعت بیکاری داشتم ، یادم نیست چرا تنها بودم، اول رفتم اروبیک بعد هم یک چیزی خوردم بعد برای خودم قدم زدم رسیدم به پارکینگ و ایستگاه اتوبوس داخلی دانشگاه، هنوز یک ساعت تا کلاس مانده بود و من باید نیم ساعت زودتر راه می افتادم ، نشستم روی صندلی ایستگاه .
زیاد توی صورت کسی نگاه نمیکنم اما از گوشه چشمم نگاهم افتاد به دختری که کنارم نشسته بود به قدری زیبا بود که دوباره برگشتم و نگاهش کردم من فقط میتونستم نیم رخش را ببینم حدس زدم باید اهل یکی از کشورهای آمریکای جنوبی و یا شاید اهل اسپانیا باشد واقعا زیبا بود و من همیشه از دیدن هرآدم زیبائی لذت میبرم فرق هم ندارد که دختر باشد یا پسر . بعد یکی کمی کتاب خواندم و بعد هم راه افتادم سمت کلاسم . دوست داشتم ببینم تمام رخش چه شکلی است اما خجالت کشیدم برگردم نکاهش کنم اما نیم رخش یادم ماند.
2-3 هفته بعد دوباره توی همان ایستگاه که نزدیک خوابگاه ها است منتظر ر. بودم. بعد دیدم همان دختر کنارم نشسته. تلفنش زنگ خورد ، گوشی رو برداشت...فارسی حرف زد ، ایرانی بود!!! هرکشوری را حدس زده بودم جز ایران.
خیلی بلند جرف میزد برای همین نا خواسته مکالمه اش را شنیدم ، یک آدامس خیلی بزرگ هم توی دهانش بود و بی قید و بند حرف میزد ، داشت میگفت آخر هفته کجا بروند و میگفت اگر بقیه نمیتوانند از خوابگاه فرار کنند مشکل خودشان است و اینکار برایش از آب خوردن هم ساده تر است میگفت هرهفته کارم همینه ، بعد راجع به جاهائی که قرار بود بروند و برنامه هائی که داشت حرف زد و حتی یک کلمه حرف مودبانه و ساده روزمره هم بینشان ردو بدل نشد، رکیک حرف میزد ، نمیدانم چطور نمیفهمید من ایرانیم یا شاید اهمیتی نداشت! تلفن را قطع کرد ، حالا درست روبرویم بود برای بار اول تمام رخش را دیدم ، یک خوشگل معمولی بود یا شاید رفتارش زشتش میکرد؟
چیزی به کلاسم نمانده بود ، رفتم به سمت کلاس...
